أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
373
قانون ( فارسى )
- در آفرينش اين رودهء كور يك چشم چندين حكمت هست و بهرههاى متعدد دارد كه از اين قرارند : 1 - تفاله كه مدفوع مىشود ، جائى داشته باشد كه در آن جمع آيد و خود را براى بيرون رفتن كاملا آماده سازد . هرگاه جمع آمد و به كلى به مادهء بيرون انداختنى تبديل شد ، به آسانى از آنجا رخت بربندد و به خارج برسد . 2 - اين رودهء يك چشم را مىتوان مرحلهء سرآغاز تبديل به لايه و تفاله دانست . در آنجا غذا كاملا به تفاله تبديل مىشود . علاوه بر اين مادهاى كه از ماساريقا به سوى رودهء يك چشم آيد توسط آن جذب مىشود . هرچند اين مكيدن در هر حالتى رخ نمىدهد ، يعنى اگر مادهء روانه شده از سوى ماساريقا در حال تحرك و جابهجائى و پراكندگى باشد ، رودهء كور نمىتواند آن را چنان كه لازم است به چنگ آورد و بمكد ؛ اما اگر ماده از كبد و از نزديكى كبد آيد ، چون رودهء كور همسايهء نزديك كبد است به ماده دست يابد و آن را به سوى خود بكشد . مادهء غذائى كه به رودهء كور مىرسد قبلا در معده هضمى ديده است كه براى بار دوم در آنجا هم هضم ديگرى مىبيند . هضم دوم از اثر آرام گرفتن در رودهء كور و همسايگى رودهء كور با معده است و از معده - كه هرچند از آن فاصلهاى گرفته است - باز تأثيرپذير خواهد شد . مادهاى كه به روده كور وارد شده در آن محصور مىشود و مدت زمانى نسبتا دراز در آنجا مىماند و آرام مىگيرد و از حركت باز مانده و برهم جمع مىشود . نسبت رودهء كور به رودههاى كلفت همان نسبت معده به رودههاى باريك است ؛ ازاينرو بايسته بود كه به كبد نزديك باشد تا غذاى كاملا هضم شده را از كبد دريافت كند و هرآنچه هضم نشده است و سزاوار آن نيست كه كبد آن را برمكد به حالتى درآورد كه تا ممكن است مناسبتر شود . اين عمل در حالتى لزوم پيدا مىكند كه غذا در معده از هضم شدن ابا كرده و چنان هضمى نيافته كه لازم است . - چرا و در چه وقتى اين هضم شدن به صورت كامل و مكمل در معده انجام نمىشود ؟ - وقتى كه مادهء غذائى در معده بيش از آن باشد كه نيروى هاضم معده از عهدهء هضم همگى برآيد . آنگاه غذا قبل از هضم شدن راه خروج از معده را در پيش مىگيرد . اگر خوراك داخل معده - كه كاملا به هضم نرسيده است - قبل از هضم رو به سوى خارج معده آورد ، كارش آسانتر از آن است كه همچنان در معده بماند و با اين حال به هضم كامل و طبيعى نرسيده باشد . حال در اينجا بحث اين است كه ماده غذائى به هضم تمام عيار نرسيده و بيرون هم نيامده است و از بيرون آمدن سرپيچى مىكند . اين مادهء متمرد و عصيان كرده تنها در معده باقى است و زائدهاى با او نيست كه به تفاله تبديل شود . نيرويى هم كه بر آن اثر گذارد بر او راه نيافته است . يعنى اين مادهء كذائى دو حالت دارد اولا هضم نشده مانده است و ثانيا چيزى با او نيست كه به تفاله تبديل شود . چاره چيست ؟ - در معده بايد همكارى براى چاره كردن مادهء عاصى و متمرد باشد كه آن را فراگيرد و در خود بپوشاند . رودهء كور يك چشم همان مددكار است ، كه چنين مادهاى را در خود جا مىدهد . مادهء عصيان كرده تا حدى در معده به هضم رسيده اما كاملا هضم نشده است . وقتى كه به روده كور وارد